دلم از روزي كه رفتي
ديگه همسايه نداره
كوچه وقتي كه نباشي رگ خشكيده شهر
ماه تو گوش خونه گفته ديگه با پنجره قهره
سقف دل بستگي بي تو واسه من سايه نداره
دلم از روزي كه رفتي ديگه همسايه نداره
تو پي كدوم ستاره پشت ابرا خونه كردي
رفتي و چيزي نگفتي گريه رو بهونه كردي
من سوال ساده تو تو جواب مشكل من
رد پاي رفتن تو روي صحراي دل من
وقتي آسمون شبهات زير سايه چشات
وقتي حتي اين ترانه رنگ قربت صدات
نمي زارم اين دو راهي سر راه ما بشينه
نمي زارم اين جدايي رنگ فردا رو ببينه
شب و با فانوس اشكت مي برم به روشنايي
با تو مي رسم دوباره به طلوع آشنايي
مي دونم هر جا كه باشي دل تو امن و همين جاست
واسه من و تو اينجا اول و آخر دنياست اول و آخر دنياست